تبليغاتX
ashika
تکذیبیه

آن هنگام که نمی شود نوشت باید ایستاد به آسمان خیره شد و تورق کرد .

 

پهلو جنگل است

تازی از سر خود بر نداشت سگ

تاری از تو بر نداشت

 

 

من بیروت هستم

تصور می کردم که از تمدن ها بهره ای برده ام ....

و اخیراً به این نتیجه رسیدم که من با تمدن فرسنگ ها فاصله دارم

رجوع شود به جمهوری  در اتوبوس 76

 

 99 بار با پاهای خودم راه رفتم

از افتادنش زمانی دور شد

در جیب پشتم بلند شدم 

راه افتادم رفتم تا کنار آب ها بخوابم

در کودکی بعدی ام چرخیدم

سگ تازی تا دمپایی هام راه رفت

دست ها با خودشان کنار زدند

من با زیبایی تو کنار زدم

زیر دامن زنها خوابیدم

چشم دوختم .... با چشم های ناقصم زیر  گرفتم   0نه میلیاردو صدو بیست و شش ملیون و سی شش هزارو ششصدو پنجاه و نه   با چشم های ناقصم چرخیدم

 

12+تو – کسی که ایستاده در غبار روبی بعداز چشم  * سی% از مردم میشود

 

 

 

 مهم این است که عالیجناب از درون آب نرفته اند

او منتظر است که کای سدو کثافت کاری را شروع کند

برگردید 174 و 175 ژنرال در هزار تویش

 

جهان بعدی اش در راه رفتن بعدی افتاد

منصور حلاج

پیم پیم پنبه              پیم پیم پنبه

از پنجره ای افتاد  درون دامن زنی که از بس به خودش

پاشنه شد

در پوتین های بلند

 بعد چشم دوخت شهلا شد

دل از کجا بلند می پرد روی کفتری که رفت

بعد راه برداریهای خودش را

کشتی پرتقالی ها کج شد

من دست در دست خودم راه بردنم شروع شد

بعد تاری از موهای سگ تازی ام کم شد

من چشم چپم  مادام کوری است

دوهزارو هفت بار هم تمام شود  2007 است

 

رهروی از جائو _جو  استاد ذن پرسید:مقصود بدی درمه از آمدنش به چین چه بود؟

جائو-- جو: به سرو توی حیاط نگاه کن .

نگاه کنی به 54 از عصر کلید های ذن

 

مسیح کرشمه خود را بالا کشید

درست از پنجره به پایین تنه کشید

درست بعد از سه چشم و چهار ابرو  کشید

درست مقداری طناب کشید

درست گلوی باریک  آهوان کشید

بعد کمی پنیر تبریزی بالا کشید

و خود را به خود آویخت

قصیده ای از مردم کناری خود زد و بعد قدم با قلم علم آفرید  و فرشته ها دورش را پرسگی کردند    صلیب کشید   تریاک کشید  رنج کشید        دل کشید     ناز کشید  ....

ساده همه حرفها می شود :

توی رخت خواب من بخواب

 

Vad-mecum:ترجمه تحت الفظی این عبارت لاتینی "با من بیا" است و در اصطلاح ادبی شی  یا کتابی را گویند که معمولا با خود دارند .

راهنمای واژه ها بدون ادرس تساهل

 

کلمه های بو گرفته ای از پله ها  رخت بست

شوهرم چمدانم را بست و راهی ام کرد          برو برو

النگوهایم برداشته نشده بود هنوز

در  لخت شدنم آزادم وقتی روی یخچال میزنند سه ساعت دیگر

به مچم  نگاه نمی کنم

رگ های زندگی میخواهند

بعد دسته دسته از خود کوبی بلند یا کوتاه؟

من ساعت بعدی م را  در خانه ام

ماندگی از عقب افتادن به جلو افتادگی زده  و بلند می خندد

من در دست های مردم  جدا شدم

حلقه های دور                        دورهای دراز

 

گوسفند . همه چیز سر نهر پردایس بوی گوسفند می داد ولی گوسفندی دیده نمی شد .

در باب بهشت نگاه کنید به 88 صید ماهی قزل آلا در آمریکا

 

شواهد زیبایی ام پرده  انداخت

شواهد شعورم شاهدی نداشت

من مقلد صرف باشم هم دیگر کسی به چه دردی میخورد؟ به چه صرفی از زبان بلند می شود؟ رهبریت مکان و زمان دست شما  ، سگ تازی باشم یا سگ کی چه فرقی میکند؟ همه ام را به شما می سپارم و ...

خوراک از من افتاد

خواب از من افتاد

خاک از من افتاد

زیر صدایی بم زد     

همین حوالی مردم جشنواره ای خواب و خوراک کردند

بعد دست در دست  با سرعت بالای صدو پنجاه و هشت ساعت در کیلومتر رقصیدم

 

 

                                                                                 در اینجا به نظر می رسد لیوتار  با ضد ادیپ ،اثر مشترک ژیل دلوز و فلیکس گاتاری خویشاوندی هایی دارد

 زیر صفحه چهل و هشت از وضعیت پست مدرن  دهندگی تازه سر گرفت

 

 

کلمات مشترکم را ترک میکنم

ج د ا                     ج د ا

پاهایم را به خاک میدهم

موهای نداشته ام را بی شانگی میکنم

روی شانه های نداشته ام می ریزم

 

 

بعد از آن که همه چپق کشیدند با هم  میگویند  "میتا کویه ایاسین"(ما همه خویشان همیم )

اشاره به چپق مقدس هفتادو هفت عزیز

 

 

خویشان عزیز ترک وطن را کردند

خوک خانوادگی شان شدت گرفت

بعد از ازدواج ابتذال کردند         بال بال

کمی بعد فیلم های خصوصی اشان را

مهمان خصوصی

حرف های خصوصی

زن های خصوصی

 کفتر های خصوصی

کسی چپق مرا          مرا          تو را          او را

کسی                      من          تو             ما

کسی حوالی دیوار

کسی توی کوچه

اینجا چقدر تاریکه  چقدر سرده هیزم های من کجا،کی؟

بعد در گوشم داد زدند

لاجرعه؟

کنار جوب نشستن و عق زدن هم دارد

و من تا چند روز خندیم .

 

 

 

چند صدایی اتاق ،چند بازویی در حمام

 

 ۲۴/۱۰/۸۵

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 18:34  توسط فرزانه مرادی   |