تبليغاتX
ashika
تکذیبیه

به نام المیرا و در راه فرشته

 

دردهایی که در من دور

از دور شدن درد هام میترسم

دورهایی که در من دیر

از دیر شدن جنینم میترسم

عاشقم            سلام پاهایی که بی من راه را گرفته اند دور

دیرهایی که در من بزرگ میشوند

بزرگ شدن های بی اِل دی  را دوست دارم

عاشق شدن، بزرگ شدن، مردن، بودن

بودنی که در من زود میشود میسوزد

دلم  را             دردهام را توی دست هام جا به جا میکنم

میز زیرسیگاری را در آغوش گرفته بود            سیگار کاشتم

درست میکشیدم   از من دور میشد           درد میکشید

اسمی که از من پر است

توی شکمم                           و َ رم کرده ام

دوست دارم دست هایم با هم دوست باشند

مثل کبوتر هایی که ..

از دور شدن اشک هام

مثل کبوترهای که دور شده اند

از فراموش شدن میترسم

از دور شدن دردهام میترسم

______________

و المیرا یعنی بزرگ قبیله

فرشته یعنی دریا

و من یعنی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:14  توسط فرزانه مرادی   |