تبليغاتX
ashika
تکذیبیه

شرجی ستاره های بی اسم

و ستاره های دور تا دور کمر

سیگار پشت سیگار

و سینه های ترشیده از من تا میکند

میمکد تاب های  لاله عباسی را

جنون خمیده خنکی که از سمت  پهلوی تا شده ای میوزد

راهروهای ونیز

پیاده های پیاده سوار کمر  دولا  قهوه میخورد

و کمر به تو ببندند

آه!

پنجره چقدر باز میشود وسط پاهای افتادگی ات

کشاله رانی که میرانی و تو از هواش میپری بیرون

میگیرد از روشنای  زنگی به من نزن

نه زنگی زنگم  نه رومی روم

گلاب به روتون که روم به دیوار نیست از پنجره است اشکال  لطفا مجددا شماره گیری ....

ضد زنگی بی رنگم

و این کشف تازه من است:

اهای گوش  بتهون دست ونگوک

گوش ونگوک دست عشقی ناکس

که

بوی ترشیدگی جهان از گوشهایم میزند بیرون!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 19:29  توسط فرزانه مرادی   |